د. دسامبر 30th, 2019

زندگی با علمی نو و عشقی تازه

با علم,خوب زندگی کنیم

مبایل یا زندگی

استفاده ی بیش از حد از گوشی
مشکلات فضای مجازی

صبح شده، با زنگ گوشیم از خاب بیدار شدم، ساعت 7.10دقیقه،بعد از بیدار شدن همون جوری که رو تختم درآز کشیدم گوشیم کف دستم و انگشتام رو غلط میدم رو گوشیم، بالا، پایین، از تو پیام های گوشی میام بیرون میرم تو واتس آپ، از تو واتس آپ بیرون میام و میرم سمت سروش، هه بقول استاد مقتدری سروش یه برنامه ی چرتیه که اصلا امنیت نداره اطلاعات آدم رو میدزدن، هر کاری کردم نتونستم سروش رو بارگذاری کنم، اینیستا گرامم که چند روزی هست فیلتر شده ولی نه، همسایه روبه روییمون خانم محمدی می گفت پارازیته،
ببخشید نرگس خانم حالا فیلتره یا پارازیت؟ چی بگم خواهر همش دست خودشون تو کاره، سیاسته دیگه تازه دیشب از لاله خانم شنیدم میگفت کار کار سپاهه، رعیت جماعت هم دارن تو این جناح بازیا له میشن، به ماچه خواهر …
یه لحظه به خودم میام میبینم گوشیم تو دستمه و ذل زدم به پنکه ی وسط اتاقم، یهو یاد حرفای نرگس خانم افتادم، بیخیال، از تو اینیستا گرامم اومدم بیرون و رفتم به زوور فیلتر شکنم رو روشن کردم، ای جانم بلاخره روشن شد، میرم تو تلگرام، بالا و پاینا شروع میشه، حجمه ای از اطلاعات خوب و بد بدون آنالیز کردن اول صبح وارد مغزم میشه، به ساعتم نگاه کردم، وای که دیر شد ساعت 8.18دیقه،بلند میشم میرم دست به آب، میام بیرون و دوباره گوشیم رو چک میکنم، هیچ خبری از پیام جدید نیست، لباسم میپوشم و میرم تو آسانسور و تو مدت زمانی که تو آسانسور هستم گوشیم رو چک میکنم، سوار ماشین میشم و قبل استارت زدن گوشیم رو چک میکنم، از خونه میام بیرون و تو ترافیک، ساعت 9.45شده و هنوز به اداره نرسیدم، پشت چراغ قرمز گوشیم رو میارم بیرون و چک میکنم میبینم یکی پیام داده نوشته خدا رحمتش کنه آدم خوبی بود، مخم میریزه به هم همسایه قدیمی آقا جون اینا فوت کرده،
بنده خدا آدم خوبی بود ولی عمرش قد نداد به دیدن فضای مجازی، راستی خودمو معرفی نکردم، من فاطمه محمدی روانشناس دادگستری هستم،
ساعت 10شد و رسیدم اداره، قبل ورود گوشیم رو چک کردم و یه لحظه به خودم اومدم دیدم دین و دنیام شده گوشیم و هیچ چیزی تو ای
دنیا برام مهمتر از گوشیم نیست و فوبیای مبایل گرفتم،


راستی شما فوبیا ندارید؟؟؟